شهدای حقوق و قضا استان خراسان جنوبی

شهید محمدحسین اذانی

زندگینامه شهید محمدحسین اذانی

شهید محمدحسین اذانی

شهید محمدحسین اذانی فرزند محمدعلی در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۴۷ در شهرستان قاین در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در این شهرستان گذراند. در این زمان در بدو ورود به دبیرستان بود با وجود شرایط حساس کشور از حیث تجاوز متجاوزگران عراق،احساس وظیفه کرد و با توجه به سن کم خود مخفیانه در بسیج ثبت نام کرد و در پایگاه شهید رجایی واقع در مسجد جامع شهر شروع به فعالیت کرد.

برای رفتن به جبهه با خواهش و اصرار زیاد و با توجه به اینکه برادر بزرگترش جز برادران سپاه در جبهه بود توانست رضایت پدر و مادر خود را جلب کند و برای اولین بار عازم پادگان کربلا در تربت حیدریه بشود و پس از پایان آموزش نظامی رهسپار جبهه نبرد حق علیه باطل شد.

 هنوز مدت کوتاهی از رفتن ایشان به جبهه نگذشته بود که از ناحیه پا مجروح شد و به شهر و دیار خویش برمی گردد و در شهرستان قاین تحت مداوا قرار میگیرد اما بهبودی کامل حاصل نمی شود و مشکلی در راه رفتن ایشان پدید می آید و با همین حال چون احساس نیاز برای رفتن به جبهه را کرد با عشق و علاقه دوچندان توانست برای مرحله دوم با خواهش و تمنا رضایت والدین را جلب کند و به جبهه اعزام شود و در این مرحله ۶/۱۰/۱۳۶۵ عازم می شود و در ۷/۱۱/۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه بر اثر اصابت گلوله خمپاره و ترکش به ایشان و چند نفر دیگر از برادران بسیجی مجروح می شوند،ایشان مدتی در بیابان بیهوش می مانند در حالی که خون از بدن ایشان جاری بوده است. پس از مدتی سریعا توسط هواپیما به اصفهان منتقل می شوند و در آنجا تحت مداوا قرار می گیرند. جراحات از ناحیه دوپا و دودست و سر و شکم می باشد و ۷ عمل جراحی روی ایشان انجام میشود.جراحات وارده آنقدر زیاد بوده که در بیمارستان قابل شناسایی نبوده و پزشکان چندان امیدی به معالجه وی نداشته اند.

پس از حاصل شدن بهبودی نسبی تا حدی که بتواند خود حرکت کنند وکارهای شخصی خود را انجام دهند تصمیم به تشکیل زندگی گرفتند و در سال ۱۳۷۰ ازدواج کردند.

با وجود مشکلات حرکتی ایشان توانستند در مشهدمقدس دوره تایپ و ماشین نویسی را ببینند و در دادگستری شهرستان قاین مشغول به انجام وظیفه بشوند.

ایشان با وجود مشکلات جسمی و روحی از هیچ تلاشی فروگذار نبودند و حتی در طول زندگی خود چندین مرتبه به بیمارستان مراجعه کردند و تحت درمان قرار گرفتند. در امر درمان ایشان از پزشکان متخصص هم کمک گرفته شد اما مشکل عمده ترکش های داخل بدن از جمله ترکشی بود که در نزدیکی مغز ایشان قرار داشت.

سرانجام این جراحات و ترکش ها به ایشان امان نداد و در دی ماه ۱۳۷۵ در بیمارستان شهدا قاین در سحری روحانی به فیض رفیع شهادت نائل شد.

ایشان با اینکه جراحات زیاد جسمی و روانی و اجتماعی و عدم توجه به ایشان در خور شان یک جانباز روزگار سخت را به جان می خرید و هیچوقت از کسی گلایه و شکوه نداشت و با همان حال در همه فعالیت های مذهبی و راهپیمایی ها و انتخابات شرکت میکرد.

با صبر عجیبی که در وجودش نهفته بود هیچگاه به بیان مصائب خویش نمی پرداخت تا مبادا باعث تضییع ثواب و اجر عظیم خویش بشود.

روحش شاد و راهش جاودان باد

میانگین امتیاز داده شده: +

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.